راهی که نساجی مازندران را لیگ برتری کرد/ امید شهر خسته، زیر باران و اشک، زنده شد



راهی که “امید شهر خسته” طی کرد تا لیگ برتری شود، با امید و آرزو شروع شد و با اشک شوق زیر باران بهاری به سرانجام رسید.

به گزارش ورزش هشترود، قائمشهر و باران از هم جدا نمی شوند. آن روز هم نساجی، باران را مهمان تهران کرد. همان روزی که تختی قرمز شد ولی نه از سرخی پرسپولیس. همان روزی که تختی پر شد ولی نه برای ستاره‌های پایتخت. باران که بارید تختی دیگر تختی نبود، وطنی بود. همه آمده بودند. از سلیمی وزنه بردار تا خلیل زاده و آقای گل پرسپولیسی. همه آمده بودند. از دانشجو و مدیر تا کارگر و مهندس. همه با هم یک نقطه اشتراک داشتند؛ نساجی. آنها فقط یک چیز می خواستند؛ اینکه آخر بازی صورت هایشان فقط از باران خیس باشد؛ اینکه این دفعه وسط شلوغی های پایتخت، امید شهر خسته نا امید نشود.

در اولین روز خرداد  مهدی۹۶ پاشازاده سرمربی نساجی شد و همان اول کار خبر از یک انقلاب در نساجی داد. ستاره سابق تیم ملی از این که به خاطر مشکلات مالی بعضی از بازیکنانش از تیم جدا شدند ناراحت بود ولی عزمش را جزم کرده بود تا ناجی نساجی باشد. از همان ابتدای راه معلوم شد که نساجی می‌تواند از مدعیان صعود به لیگ برتر باشد. نتایج خوب پاشازاده با نساجی آنها را به رتبه‌های بالایی جدول رساند اما در یکی از شب‌های پاییز در اقدامی بحث برانگیز، مهدی پاشازاده علیرغم گرفتن نتایج خوب توسط مسئولان باشگاه از کار برکنار شد تا داود مهابادی نیمکت برق را رها و مسیر لیگ برتر را با نساجی طی کند.

حاصل کار مهابادی در نساجی، سه برد، دو تساوی و سه شکست بود. نساجی که از مدعیان اصلی قرمانی لیگ دسته یک بود با این نتایج حالا خود را از رویای لیگ برتری شدن هم دور می‌دید. مسئولان باشگاه اما دوباره دوباره خطر کردند و سکان هدایت تیمشان را این بار به دشمن سابق خود دادند. نکونام که نیم فصل اول هدایت خونه به خونه دیگر تیم مدعی صعود را بر عهده داشت باید یک بار دیگر به وطنی بر می‌گشت اما این بار با نه برای جنگیدن با ببرهای قائمشهر بلکه برای هدایت آنها.

اگر لک‌لک‌های بندر لیورپول این روزها به محمد صلاح می‌بالند، ببرهای قائمشهر هم به محمد خودشان افتخار می‌کنند. محمد عباس زاده زمانی که آقای گل لیگ یک شد به سایپا کوچ کرد تا شاگرد آقای گل جهان شود. روزهای سخت نساجی که رسید، محمد حال و هوای قائمشهر و وطنی به سرش زد. به شهریار نامه نوشت و خواهش کرد با رفتن او به دیارش موافقت کند. خیلی‌ها به او خندیدند و کارش را “هندی بازی” توصیف کردند. ۱۵ گل زده فقط در یک نیم فصل جواب دندان شکنانه‌ای بود که عباس زاده به منتقدانش داد. ناجی نساجی بی‌خیال بازی در لیگ برتر شد تا خودش با گل‌هایش تیم محبوب شهرش را به لیگ برتر برساند.

روز آخر برای نساجی به سختی روزهای گذشته‌شان نبود. راه آهن چغر و دست و پا گیر نشد. ببرهای قائمشهر در تهران، شش گل زدند تا کار خودشان را کرده باشند و منتظر سوت پایان بازی ورزشگاه هفت تیر بابل بمانند. خونه به خونه ۲ بر یک پیروز شد اما از صعود باز ماند. خبر که به تختی رسید رقص و شادی لحظه‌ای متوقف نشد. امید شهر خسته این بار با دست پر و با سری بالا به قائمشهر بازمی‌گشت. حالا صورت هواداران هم از باران خیس بود هم از اشک. اشکی شیرین‌تر از هر شهد و شکر.

انتهای پیام